بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
440
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
راه گذشتن ثفل و باد را گرفته باشند و اين جمله را ورمى گويند و اسباب ورم چندين جاى سبقت بيان يافته و يا پيچيده شدن روده بود بسبب زورى قوى كه ناگاه بدان رسد و آن را از موضع و نهاد بگرداند و گذر تنگ شود و يا لغزيدن روده باشد از جاى مقر سبب حدوث قرحه در تحت آن يا در جنب آن و راه گذاشتن ثفل و يا دوران محل روده تنگ شدن و اين هر دو قسم را التوائى گويند و بسيار باشد كه قولنج همچو امراض وبائى در موضعى غالب پيدا شود و از شخصى بشخصى سرايت كند و از مقامى بمقامى ديگر رود و ايلاوس اغلب سپرى بود و بسيار افتد كه قولنج بحران انتقال بفالج يا باوجاع مفاصل يا بوسواس يا بماليخوليا يا بصرع و يا باستسقا به درد پشت بازگردد و جمله بواسطه قوت يافتن روده و رقيق شدن مادهء قولنج و دفع كردن طبيعت آن را به آن اعضا هر جا نسبتى خاص مقتضى آن و مردم سوداوى و بلغمى را قولنج بيشتر افتد و در اواخر زمستان و اوائل بهار هم اين مرض پيشتر واقع شود علامات آنچه از حبس باد بين الطبيعتين افتاده باشد خفت شكم و عدم حركت باد بهر سوى و عدم قراقر سابق و راحتى نيافتن از حشا و خروج رياح و براز و تقدم تدابير بادانگيز و صعوبت وجع چنانچه گوئيا بمشقت سوراخ مىكند و عدم نتو شكم از محاذى آن بدان گواهى دهد و آنچه از حبس باد در جوف امعا افتاده باشد شكم سنگ باشد و از بيرون محل آن در حين سكون باد برآمده باشد و صعوبت وجع چنان بود كه گوئيا روده را مىبرند صاحب آن از پهلو بديگر پهلو غلطد و قرار نتواند گرفتن و قراقر شكم و حركت باد قبل از ان بسيار بوده باشد و از جشاء خروج باد خفت يابد و درد گاهى اين سوى نزد آن سوى تر رود و اين حركت اميدوارتر از سكون باشد و آنچه از خشكى ثفل محتبس گشته بود سبقت ظهور بنادق به بلغم آلائيده مكررا و تقدم اسباب خشككننده اثفال مولدات آن و راحت يافتن از دفع اندك ثفلى و گرانى شكم و برآمدگى محل و در يك جانب ثابت بودن وجع زوال اشتها و بر يك نظام بودن در اكثر اوقات و كمتر بودن از آنچه در ريحى گفته شد دليل آن باشد و آنچه از شدت بلغم غليظ افتاده باشد سردى اسافل و گرانى و تقدم تدابير مولد بلغم و وجع قوى و در يك محل مستقر بودن و بند شدن با دو ثفل قبل از ان به چند روز و بدى هضم بدان گواهى دهد و باشد كه در بلغمى هم بول سرخ گردد جهت وجع و استعمال دواى گرم غالب و گرسنگى و تشنگى كشيدن و اگر موجب سده كرم باشد علامات آن بدان اشتهاد كند و آنچه از ورم روده افتاده باشد برآمدگى محل محاذى و پديد آمدن درد و احتباس شكم بتدريج